گاهی صخره ها هم گریه می کنند
گاهی صخره ها هم گریه می کنند
ندیده ای تو
هرگز هم نخواهی دید
اما صخره ها هم گاهی گریه می کنند
نمی دانی چرا
هرگز هم به تو نخواهم گفت
اما گریه می کنند صخره ها
دریاها با خود غمی را می آورند و می برند
اما صخره ها نمی دانی
وقتی که گریه می کننـد ...
وقتی که گریه می کننـد ...
_شهاب مقربیــن _
سلام و صبح بخیرِ صدات گم شده است
لبت ، تمام تنت ، چشم هات گم شده است
و برف آنقدر از ابر فتنه باریده
که تازه رفته ی من ، جای پات گم شده است
و پله ها که تمام تلالششان این بود
که پله پله بفهمم حیاط گم شده است
و من که نذر تو کردم نفس نفس خود را
چه دیر آمدی حال و هوات گم شده است
دری که وا شده اینک به جستجوی تو نیست
حیات گم شده را خاطرات گم شده است
تو به رویم لبخند زدی و
هیچ
نگفتی
و من احساس کردم
که دیری این را چشم می داشته ام .
رابیندرانات تاگور
//////////////////////////////////////////////////
او آمده دوباره به دیدار چشم هام
می ترسم از شجاعت بسیار چشم هام
می ترسم از سکوت غم انگیز بین مان
از سرنوشت تیره ی غم بار چشم هام
از کافکای خفته در آن سوی چشم هاش
از صادق هدایت بیدار چشم هام
می ترسم این شجاعت دیوانه وار چیست ؟
بر چسب پوچ خورده به دیوار چشم هام
این داغی همیشه که یعنی غرور من
سنگینی سیاه و غم تار چشم هام
این مار چنبره زده در گوشه ای نجیب
در گوشه ای نجیب که اسرار چشم هام ...
معجونی از فرشته و آدم نشسته است
در استکان قهوه ی افکار چشم هام
معجونی از فرشته و آدم که سال هاست
خوابیده پشت پرده ی پندار چشم هام
دلم تنهایی دلم سکوت
تنهایی ، سکوت / سکوت ، تنهایی
تنهایی ، سکوت / سکوت ، تنهایی
تنهایی ، سکوت / سکوت ، تنهایی
.
.
.
به من تنهایی ، به من سکوت بده
به من تنهایی ، سکوت بده
به من تنهایی سکوت بده
دلم تنهایی دلم سکوت می خواهد
.
.
.
من تشنه ام شنیدن تنها صدات را
قدری بخند و با کلماتی حیات را ...
وا می نهم تمام جهان را به دیگران
تنهایی ام که پر بکند چشم هات را ........

